تبلیغات چیست ، گروه چاپ و تبلیغات بهرنگ
صنعت چاپ، صنعتی گره گشا است ؟
۱۳۹۶-۰۵-۰۵
طراحی و چاپ جعبه و کارتن ، جعبه سازی ، کارتن سازی ، بسته بندی مواد غذایی ، گروه چاپ و تبلیغات بهرنگ
سرمایه‌گذاری در حوزه بسته‌بندی چه لزومی دارد؟
۱۳۹۶-۰۵-۰۸

تاریخچه ی مینیاتور ایران

واژه «مینیاتور» که مخفف شده کلمه فرانسوی « مینی موم ناتورال» و بهمعنی طبیعت کوچک و ظریف است و در نیمه قرن اول، قرن اخیر و حدودا از دوره قاجاریان وارد زبان فارسی شده. اصولا به هر نوع پدیده  هنری ظریف (به هر شیوه ای که ساخته شده باشد) اطلاق می شود و در ایران، برای شناسایی نوعی نقاشی که دارای سابقه و قذمتی بسیار طولانی است به کارمی رود.

این هنر که به اعتقاد اکثر مخففان در ایران تولد یافته ، بعد به چین راه برده و از دوره مغول ها به صورتی تقریبا کامل تر به ایرانبرگشته و هنرمندان ایرانی ، تلاش بی شائبه ایی را صرف تکیل و توسعه آن کرده اند. از جمله هنرهایی است که قابلیت به تصویر دراوردن تمامی ظبیعترا در قالبی کوچک دارد؛ اما نباید چنین پنداشت که چون مقیاس تصاویر مینیاتور سازی بسیار کوچک است، بنابراین تنها بخش کوچکی از طبیعت را می توان در این نوع تابلوها تصویر نمود و یا چون الهام بخش مینیاتوریست، طبیعت است، وی ناچار می باشد فقط مناظری از طبیعت را ترسیم کند؛ هرگز چنین نیست؛ بلکه کوشش در ایجاد و القای هرچه بیشتر زیبایی و تفهیم آن صفت ویژه ایی است که مینیاتور سازی را از سایر انواع نگارگری ایران جدا می کند و مینیاتوریست، هنرمندی است که انچه را خود می اندیشد، یا می چندارد که بیننده علاقه مند به دیدن آن است، تجسم می بخشد و به هیچ وجه تابع مقررات و قوانین حاکم بر فضای نقاشی نیست.

مکاتب مینیاتورهای ایرانی، از قرون بعد از اسلام آغاز شده و در قرون اولیه بعد از ظهور اسلام، هنر ایران با ابتکاراتی که در خطوط عربی تداوم یافته و بهترین نسخه های قرآن کریم را هنرمندان مبتکر ایرانی نوشته و به تزئین و تذهیب مصحف شریف پرداخته اند. طلاکاری حواشی و سرلوحه قرآن و طرح های اسلیمی و ختایی و گردش های ترکیب بندی انها را به شیوه مخصوصی که امروزه آن را «استبلیزه» می نامیم. ایرانیان ابداع کردند و در ادامه این ابداع و ابتکار بود که نقاشی بر اساس متن کتب و نوشته ها نیز رواج یافت که مینیاتورهای مکتب بغداد، سرآغاز آن است.

مکتب بغداد، از ان جهت که نوعی نقاشی بدوی است، تا حدودی نشان ز فقدان مهارت و قدرت هنری سازندگانش دارد و بیشتر در بردارنده قصه ها و روایات مذهبی است. هنرمندان مکتب بغداد، اکثرا ایرانی بوده اند و معمولا نیز به سفارش و دستور قبایل عرب، کتب خطی را با ذوق خود تزئین می کردند و روش کار انها به اکثر نقاط دور و نزدیک ایران راه یافته بود و تا دوران سلجوقیان که نقاشی ایران ترقی محسوسی کرد، ادامه یافت.

با حمله چنگیز به ایران و از رونق افتادن بغداد، نخستین فرمانروایان مغول در شمال غربی ایران و در تبریز و مراغه مستقر شدند و خواه ناخواه هنرمندان نیز در ان منظقه گردآمدند و به دلیل علاقه و تمایل مغولان به هنر چینی، جدب ذوق آزمایی در این زمینه شدند.

ناگفته نباید گذشت که نقاشی به شیوه چینی ها، با هجوم مغولان به ایران نیامد، بلکه نقاشی ایران سالها قبل از تهاجم پنگیز با اسلوب و روش های هنر چین در سراسر خاورمیانه شهرت و اعتبار داشت و در شاهنامه فردوسی نیز به این مطلب اشاره شده است. و احتمال می رود که ترکان سلجوقی، مروج این شیوه در ایران بوده باشند. منهی ایرانیان شیوه ی نقاشی چینی را با دید خاص هنری خود تلفیق کردند و کاشی هایی که امروزه نمونه هایی از ان در دست است ، نشان می دهد که سالها پیش از حمله مغول به ایران ، همان سبک و شیوه رنگ آمیزی و طراحی که بعدها به صورت نقاشی کتب، مورد استفاده قرار گرفت، در ایران اعمال شده است و اگر دست حوادث، کتابخانه های بزرگ ایران را معدوم نکرده بود ، امروز به راحتی می توانستیم نسخی را که متعلق به دوران پیش از مغول بوده و همان ویژگی مینیاتورهای مکتب هرات یا مراغه و مکاتب دیگر بعد از مغول را داشته است، ببینیم.

در ابتدای حمله مغولان به ایران، هنر نقاشی به واسطه قتل عام هنرمندان، رونق خود را از دست داد؛ ولی بعد از گذشت چندسال، سران مغول به فکر ترویج هنر افتادن و برای عملی ساختن این منظور، عده ای نقاشی پینی را از راه مغولستان به ایران آوردند و کوشیدند تا نقاشی چینی را در ایران رایج سازند و هنرمندان ایرانی، اگرچه تحت تاثیر این مسائله قرار گرفتند، اما برخلاف نقاشان چینی، هرگز طبیعت را به عنوان نهایتی از احساسات و عواطف و به گونه ای مجرد و انتزاعی مورد توجه قرار نداند و بیشتر به انسان و تفکراتی در حالات انسانی پرداختند و به همین جهت است که کمتر مینیاتور ایرانی را بدون صورت و هیات انسانی می توان یافت.

از سوی دیگر مینیاتور سازان ایرانی، هزگز پیوندهای خود را باشعر، فرهنگ و شیوه های تفکر بومی نبریده و افسانه ها، اساطیر، قهرمانان ملی، سنن و شیوه های زندگی ایرانی، همواره نمودی آشکار در آثار آنان داشته و این وابستگی به زندگی و اعتقادات ملی به حدی نیرومند و قوی است که به مینیاتور ایرانی، علیرغم پیوندها و نقاط مشترک فروانش با سایر مکاتب آسیایی ( از جمله شیوه های نقاشی هندی، چینی و ژاپنی) وجهه خاصی می دهد و باعث تمایزش از هنر سایر ملت ها و ممالک می شود.

این وضعیت تا دوران ایلخانیان و تیموریان ادامه داشت و به قدری مورد توجه بود که یکی از شاهزادگان تیموری به نام «پایسنفرامیرزا» که خطاطی هنرمند بوو از تذهیب هم استفاده می کرد  سرپرستی امور هنری را در شهر هرات به عهده گرفت.

در ان زمان، شهر هرات مرکز تجمع هنرمندان شده بود و معروف است که فقط در یک آموزشکده نقاشی، شصت استاد به تعلیم هنرجویان و انجام سفارشات محوله اشتغال داشتند. معروفترین استادکاران مکتب هرات «کمال الدین بهزاد» است که کتاب مصور و معروفی به نام طفرنامه تیموری دارد و به جرات می توان آثار وی را از لحاظ حالت چهره، حرکت قلم، انتخاب موضوع و نمایش دادن وقایع، سرآمد تمام مینیاتورهایی دانست که قبل یا بعد از او در ایران ساخته شده است.

روی هم رفته آثار مینیاتور ایران در مکتب هرات، یه علت سابقه ی ممتد و آزادی عمل قابل توجهی که بعد از مکتب بغداد برای هنرمندان به وجود امد، به حدی پیشرفت نمود که اثار دوره هنر نقاشی و مینیاتور سازی ایران، بعد از دوره هرات با همان شرایط تکمیل یافته خود، به عصر صفویان منتقل شد و بعد از اینکه تبریز به عنوان پایتخت انتخاب گردید، استاد کمال الدین بهزاد به انجا دعوت وعهده دار سمت ریاست کتابخانه سلطنتی شد و همراه با استادکاران بزرگ این دوره نظیر، آقا میرک، سلطان محمد، حسین پاکوب و عده ای دیگر کوشید تا این هنر را تعالی و تکامل بخشد.

سبک و مکتب نقاشی دوره صفویه را در یک تقسیم بندی کلی می توان در دوبخش کاملا جدا از هم مورد بررسی قرار داد:

1) مکتب تبریز، که تا وقتی پایتخت به قزوین منتقل شد به همات شیوه ای که ذکر ان گذشت، تداوم داشت. مینیاتورهای این دوره، همه در یک نوع و از لحاظ ظرافت کاری و حرکت قلم و ظرح و رنگ دنباله مکتب هرات است و فقط مختصری با ان تفاوت دارد.

2) مکتب اصفهان، که بعد از انتقال پایتخت به اصفهان شکل گرفت و طی آن سبک و شیوه کار، دچار دگرگونی هایی کاملا چشمگیر شد که نمونه بارز و مشخص آن، نقوش تزئینی مساجد اصفهان، کاخ چهل ستون و عمارت عالی قاپو است.

معروفترین نقاش این دوره، رضا عباسی است که در زمان شاه عباس دوم صفوی در اصفهان می زیست.

شاه عباس نیز چون خود نقاش بود. ( هم اینک نمونه هایی از اثار هنری او در موزه گلستان تهران موجود است )، توجه خاصی به گسترش هنر نقاشی داشت و به دلیل تشویقی که از هنرمندان به عمل می اورد، مینیاتور سازی در دوره او از جهت توسعه، قدرت، مهارت و سرعت کار نقاشان، ترقی فوق العاده ای کرد و هنرمندان توانستند در حدی وسیع از مکتب های هرات، تبریز و قزوین با هنر چینی فاصله بگیرند و با ساده کردن نقوش و سرعت عمل بیشتر، نقاشی را از روی صفحه کاغذ به صورتی دیواری درآورند.

سبک و شیوه اثار هنری دوره زندیه، استثنای نقوش شاخه و گل و برگ که اختصاص به ان دوره دارد، در قسمت صورت سازی و سایه روشن ها و طراحی تصاویر و مناظر، تفاوت چندانی با شیوه های دیگر رایج در ایران ندارد. البته از اواخر دوره صفویه، نقاش هایی در دست است که نشان می دهد شیوه ی نقاشی به ظریقه سایه روشن دار، در اواخر این دوره، شروع به خودنمایی کرده است.

مکتب نقاشی قاجار، که از زمان فتحعلی شاه رونق و رواج یافته، تا حدودی متاثر از سبک شیوه شیراز  و دارای پرسپکتیو است و به طور مساوی از نقاشی های ایرانی و اروپایی مایه گرفته است و دراواخر دوره، به تدریج نفوذ سبک اروپایی در نقاشی ایران زیاد شده است.

آثار معروف محمود خان ملک الشعرای صبا نیز مربوط به همین زمان است و این استاد، پیشرفت هنر اروپا را در نظر داشته است.

کمال الملک نیز هنگامی که جهت مطالعه به ایتالیا و فرانسه سفر کرده بود، به دلیل اینکه نمی توانست یا نمی خواست پذیرای سبک نقاشی امپرسیونیسم باشد، به کپیه برداری از آثار استادکاران عصر رنسانس پرداخت و به همین جهت در بازگشت به ایران و تاسیس مدرسه صنایع مستطرفه (کمال الملک) در آخرین سال های حکومت قاجاریه، به تعلیم شیوه های نقاشی عصر رنسانس پرداخت و به این ترتیب، بعد از گذشت چند سال، شیوه های نقاشان عصر قاجاریه از بین رفت هنرمندان آزاد به کپیه برداری، گراورو استفاده از باسمه های چا شده پرداختند و تهیه آثاری از شاهنامه فردوسی و شمایل های مذهبی به کار خود ادامه دادند.

بعد از سقوط قاجاریه، نقاشی ایران دو شکل کاملا جدا از هم پیدا کرد و هنرمندان در دو دسته مستقل به ادامه کار هنری خود پرداختند:

گروه اول شاگردان کمال الملک بودند نظیر: حسنعلی وزیری، ابوالحسن صدیقی، محمد علی حیدریان، حسن شیخ و… که همگی به شیوه خود استاد و اقتباس از طبیعت کار می کردند و دسته دوم را افرادی نظیر محمد ابراهیم نقاش باشی، آقا امامی، هادی تجویدی، علی درودی، حسین بهزاد، حاج مصورالملکی، محمد علی تذهیب،میرزا احمد نقاش، محمد مدیرو… تشکیل می دادند که با استفاده از تکنیک های مختلف و به وسیله استفاده از رنگ روغن یا آبرنگ ، مینیاتورهای ریز یا تابلوهای بزرگ نقاشی می کردند و موضوعات تابلوهای آنان را نیز ، بیشتر مسایل و موضوعات ملی تشکیل می داد.

 

محمد فیض آبادی فراهانی
محمد فیض آبادی فراهانی

کارشناس در زمینه طراحی گرافیک و چاپ با 10 سال سابقه فعالیت |
متخصص و مشاور در زمینه تبلیغات کاغذی و اینترنتی |
مشاور در زمینه طراحی سایت و سئو

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *