10 چاپخانه برتر ایران در سال 96 Top 10 printing presses of Iran in the year

چاپ دیجیتال در تقابل با چاپ افست
چاپ دیجیتال در تقابل با چاپ افست Digital printing in contrast to offset printing
2017-10-04
جایگاه چاپ دیجیتال حرفه ای در چاپخانه های افست
2017-10-16

10 چاپخانه برتر ایران در سال 96 Top 10 printing presses of Iran in the year

10 چاپخانه برتر ایران در سال 96

10 چاپخانه برتر ایران در سال 96

خوشفکران میتوانند تعریف ها را عوض کنند(دیر آمده و زود می خواهد برود ) یک ضرب المثل است با این مفهوم که شخصی کار را تازه شروع کرده اما می خواهد زود نتیجه بگیرد. با مثال های زیادی میتوان ثابت کرد که علم مدیریت امروز این کار را ممکن نموده است. اگر در کار چاپخانه امروز با این بازار رقابتی، روابط عمومی بالا را چاشنی کار نکنی سابقه ات کمک چندانی به تو نخواهد کرد. بسیارند کسانی که سابقه چاپچی بودن را از پدر به ارث نبرده اند اما نقشی که می زنند گوارا است و راضی کننده، آ نها خلاق اند و با شناخت مخاطب و آشنایی با تکنولوژی و تکنیک روز نقشی زیبا و نام آور می زنند.

 

مجتمع چاپ نامی نقش

1. مجتمع چاپ نامی نقش

یک تغییر اساسی در گفتار و رفتار ما ایرانیان رخ داده است! قبل از این وقتی یک کارمند و حقوق بگیر برای مقایسه حقوق و مزایا از کاسب کاری وضع اقتصادی و کسب و کارش را می پرسیدم این جواب را می شنیدیم ، (خدا را شکر می گذرد).
امروز قبل از احوال پرسی و هر سوالی خودشان ناله می کنند که کار خوب نیست و بازار خراب است و چه و چه. به راحتی می توان با حرف های آنها ترسید و افسرده شد. حالا در این بین چقدر خوب و امیدوار کننده است که کسی کسادی بازار را بهانه نکند و دنبال اشکال در کار خودش بگردد و دائم رشد و توسعه را مد نظر داشته باشد.
بی تعارف این اواخر هر جا که می روی و در هر محفلی که صحبت بر سر کسب و کار است، نام چند مجموعه و شخص را به عنوان کسب وکارهای موفق می شنوی. نامی نقش یکی از این مجموعه ها است. مجله چاپ و نشر هنر دست نامی نقش است. بنا به تصمیمی که گرفته شد قرار است در این مقاله کسب و کارهای موفق مربوط به چاپ، مدیران موفق و مجموعه های نامی و ظفرمند را معرفی کنیم و راز پیروزی شان را جویا شویم؛ شاید که در این بین بتوانیم یک گره از کار این صنعت بزرگ و در حال رکود باز کنیم. اگر کسانی توانسته اند در همین بازاری که مشخصه اول این روزهایش کسادی است، داغ و پرکار باشند، پس دیگران هم می توانند.
به سراغ محمدتقی کوچک زاده رفتیم، فردی موفق و کاردان که هیچ وقت پشت میزش نیست! او را در بخش لیتوگرافی با آستین های بالازده و دریل به دست یافتیم! با اصرار پشت میز نشاندیمش و با او گفت وگو کردیم. محسن آبادیگر )دیگر مدیر نامی نقش( هم به جمع ما پیوست و در تکمیل مباحث کمک شایانی کرد تا حدی که می توان گفت نتیجه این مصاحبه به راحتی می تواند بسط پیدا کرده و کتابی در مورد چگونگی مدیریت یک چاپخانه در وضع کنونی باشد.

از تبلیغات تا چاپ

پایه گذاری نامی نقش به سال 1379 برمی گردد، ما ده سال قبل از آن شرکت تبلیغاتی داشتیم. شرکت های تبلیغاتی ما با نام های کیمیا، سهند و تک فعالیت داشتند و هر کدام بر روی یک بخش خاص و متفاوت متمرکز بودند و با برندهای مختلفی همکاری داشتند. یکی از آنها فقط در حوزه ظروف چینی کار میکرد و تخصص دیگری در بازار مواد غذایی بود. شرکت دیگر هم بیشتر روی بخش مبلمان و لوازم خانگی تمرکز داشت. هر کدام از این شرکت ها با تلاش و تخصصی که داشتند خود را در بازار به عنوان یک برند مطرح کرده بودند.
کار در حیطه تبلیغات ما را با چاپخانه ها مرتبط کرده بود. آن زمان چاپخانه ها بسیار سنتی کار می کردند و تنوع خاصی در کار آنها دیده نمی شد، آن ها کارهای تعریف شده را ملاک قرار داده و در برابر هر نوع ابداع و بدعتی مقاومت می کردند. ما ایده هایی خاص در ذهن داشتیم و با اینکه چاپخانه ها امکانات پیاده سازی آنها را داشتند اما گویا حوصله اجرای آن را نداشتند و یا اینکه آنقدر از کارهای روتین خود درآمد داشتند که حاضر نبودند خود را به دردسر انداخته و شیوه جدیدی را امتحان کنند. در آن زمان برعکس اکنون، درآمدها بالا و هزینه ها پایین بود و هر چه ما می کردیم آنها زیر بار نمی رفتند و نوآوری عملاً نشدنی می نمود. آن ها تکنیک را می فهمیدند اما نمی دانستند چطور باید آن را اجرا کنند، این بود که بعد از مدتی به این فکر افتادیم تا جای کوچکی را گرفته و با تجهیزات کم و در حدی که جوابگوی کارهای ما باشد فعالیت را شروع کنیم و خواسته ها و نیازهایمان را به این طریق مرتفع سازیم.

تولد نامی نقش

ما مجموعه نامی نقش را با هدف پیاده سازی ایده هایمان راه اندازی کردیم اما در ابتدای کار سرمایه زیادی نداشتیم و در اینجا هم باز از کارهای تبلیغاتی شروع کردیم. البته در آن زمان )سال 1379 ( بهترین و رایج ترین دستگاه نزد چاپخانه داران، ماشین چاپ دو رنگ بود و ما هم با همین دستگاه شروع کردیم، با این تفاوت که بیش از آنکه به دنبال کسب درآمد باشیم در پی اجرای ایده ها و نظراتمان بودیم. ما با همان دستگاه کارهای 6، 8 و 10 رنگ اجرا کردیم و کارهای متالیک، مختلط و ترکیبی را با آن به عمل رساندیم. ما به دنبال نوآوری و تفاوت بودیم و آنقدر در این راه پافشاری کردیم که کار مجموعه کوچک مان مورد توجه سایرین قرار گرفت. این تفاوت در روش کار باعث شد نامی نقش مورد توجه گرافیست ها قرار بگیرد. آن ها هم مشکلاتی نظیر ما داشتند و این روال های محدود باعث شده بود هنر و ذوق آنها حد زده شود و آنطور که دلشان می خواست آزادی عمل نداشته باشند.

تکنیک، تاکتیک، تکنولوژی

ما تکنیک های جدید را به دستگاه های قدیمی تحمیل کرده بودیم. این تکنیک ها، دستگاه های مخصوصش و مرکب های مورد نیازش همه در اروپا موجود بود اما ما به آنها دسترسی نداشتیم و از این رو خودمان آنها را ابداع کرده بودیم. روی نوردها اکلیل می پاشیدیم و کارهای متالیک انجام می دادیم. تفاوت در کار باعث شد که تقاضا برای کار با نامی نقش افزایش پیدا کند و سفارشات مان روز به روز بیشتر شود. استقبال مشتریان سبب شد که دائماً به فکر پیشرفت باشیم، این پیشروی نه تنها در تکنولوژی ماشین ها بلکه در فکر و عمل مان هم تأثیر گذار بود.
این روند رو به جلو ما را به کشورهای اروپایی کشید. به آلمان رفتیم و ماشین های مجهز و مدرن آوردیم و در کنار آن به دنبال یادگیری و به کارگیری تکنیک های جدید بودیم، مثلاً 15 روز به آلمان می رفتم و تنها چند روز اول را به یافتن و خرید دستگاه اختصاص می دادم، مابقی روزهای مسافرت ما در چاپخانه ها و فروشگاه های مختلف در جستجوی تکنیک های جدید چاپ و مدلهای نوین بسته بندی، می گذشت. ما به همراه یک مترجم در چاپخانه ها گشت می زدیم و از چاپهای خاصی که آنها به عمل می آوردند می پرسیدیم.
گاهی پیش می آمد که پول ما به خرید دستگاهی خاص نمی رسید اما با آموختن عمیق، تکنیک آن را برای دستگاه های خودمان تعریف می کردیم و عمدتاً با ترکیب چند دستگاه و چند بار آزمون و خطا به خواسته خود می رسیدیم.
مجموع این تلاش ها به علاوه آشنایی با تکنیک های تبلیغاتی و استفاده از آنها باعث شد در کوتاه مدت نامی نقش بر سر زبان ها بیفتد و نام ما از مجموعه مان بزرگ تر شود. ما برای جذب مشتری وارد مجموعه های زیادی شده و برای هر شاخه ای از بازار تبلیغ خاصی را پیش گرفتیم که موفق بود و بعدها توسط مجموعه های دیگر دنبال شد. جالب است بدانید قبل از این در صنایعی چون شیرینی و شکلات سازی، سفارشات چاپ و بسته بندی به خارج از ایران و به کشورهایی چون ترکیه سپرده می شد و امروز با رشد و توسعه ای که صورت گرفته قریب به 90 درصد این کارها در کشور صورت می پذیرد.
طی این سال ها تکنولوژی پیشرفت کرد، تنوع زیاد شد و خواسته ها و توقعات بالا رفتند. یک روز مشتریان چاپخانه را هیولایی ناشناخته فرض می کردند اما امروز می بینیم که مشتریان ما که به کارهای مختلفی مشغولند اکثراً چاپ را به خوبی می شناسند؛ آ نها از ما مدل دستگاهمان را می پرسند، تکنیکی که به کار می بریم را جویا می شوند و برای سفارشاتشان پیشنهادهایی ارائه می دهند.

دوران شکوفایی

سال های آغازین دهه 80 ، دوران شکوفایی نامی نقش بود. به نظر من تا سال 1389 کل صنایع کشور یک رشد و بالندگی را تجربه کرده و به مرحله جدیدی وارد شدند. در این سال ها تسهیلات خوبی به صنایع تخصیص یافت، مرزها باز بود و تکنولوژی روز به خوبی وارد شده و تا حد زیادی بومی سازی شد، در آن سالها سفارش فراوان بود و کارها خوب پیش رفت. روزهای خوب برای همه خوب است. شما در دو ماه آخر سال به هر چاپخانه ای مراجعه کنید سرش شلوغ است. مردم و صاحبان مشاغل همه به دنبال خرید کردن هستند و از این رو پول در گردش است و بازار رونق دارد. صنایع چاپ مثل شیشه برها در صنعت ساختمان هستند؛ ته خط ساخت و سازها به شیشه برها ختم می شود؛ ساختمان که ساخته شد آن وقت به شیشه برها سپرده می شود. ته خط عمده صنایع هم بسته بندی و چاپ است که حوزه کاری ما است. از روی کار ما می توان وضعیت بازار را فهمید؛ سر ما شلوغ باشد یعنی صنایع پرکار است اما با این حال می شود این معادله را عوض کرد و سهم بیشتری از بازار گرفت.
سفارشات یک چاپخانه از اواسط پاییز رو به افزایش می گذارد و این روند در پایان سال به اوج خود می رسد اما نیمه اول سال است که عمدتاً با کسادی کار چاپخانه ها همراه است. گاهی این کسادی فصلی و گذرا است اما برخی اوقات هم هست که رکود دامنگیر صنعت شده و چند سالی بازار را زمین گیر می کند. با همه این احوال همه ما کسب وکارهایی را سراغ داریم که در همین دوره رکود به شکوفایی رسیده و موفقند. قدرت مدیریت و پیش بینی بازار است که می تواند یک مجموعه را از سایر رقبایش پیش بیاندازد و این تنها با خوش فکری و ریسک پذیری امکان وقوع دارد.
فرض کنید کارهای ما در دوره شکوفایی به روزی 100 فرم چاپی برسد و در دوره رکود این مقدار به 20 فرم تقلیل پیدا کند. در این وضعیت باید با شگردهایی چون ارائه بهتر کار بازار را به سمت خود سوق داد. اگر در وضعیت رکود بتوانی توجه بازار را به خود جلب کنی و شیفت های چاپخانه ات را پر کنی هنر کرده ای و رشد مجموعه ات را تضمین نموده ای. در این وضعیت بازار، من مدیر چاپخانه و دیگر همتایانم نباید پشت میز بنشینیم تا سفارش به سمت مان بیاید، بلکه باید کف بازار باشیم و برای کسب وکارمان بازاریابی کنیم.

نقش تبلیغات

شاید باورتان نشود اما یک وقتی بود که چاپخانه ها کارت ویزیت نداشتند! وقتی به آنها مراجعه می کردی شماره و یا آدرسشان را روی یک تکه کاغذ می نوشتند و به تو می دادند. کوزه گر از کوزه شکسته
آب می خورد! این اولاً به آن علت بود که تبلیغات را نمی شناختند و دوماً به این خاطر که مشتری بر حسب احتیاج به آنها مراجعه می کرد و آنها نیازی برای عرضه خود نمی دیدند. امروز چاپچی به خوبی با دنیای تبلیغات و بازاریابی آشنا شده؛ اکنون اگر کسی توان رقابت، نوسازی و نوآوری نداشته باشد به طور خودکار از بازار حذف خواهد شد. گاهی اسم برخی از افراد و یا مجموعه هایی که دیر
شروع کرده اند اما در زمانی کوتاه به موفقیت های چشم گیر رسیده اند به عنوان لطمه زنان به صنعت و بازار، برده می شود اما من معتقدم که آنها خوشفکر و با استعداد بوده اند و اگر کسی به دنبال پیشرفت است، باید از فکرش استفاده کند. مثلاً با ترفندهایی می شود قیمت تمام شده را کاهش داد و یا امکانات و کیفیتی عرضه نمود که مشتری مجاب به سفارش دادن بشود. من عقیده دارم اگر در زمان رکود بازار و زمانی که آب گل آلود است، بتوانی با چشمانی باز ماهی صید کنی، در زمان رونق بازار می توانی به اوج برسی و از سایرین جلوتر قرار بگیری.
یادم می آید که اواسط دهه 80 اوج رکود کارخانه های ماکارونی بود و در همان سال ها تک ماکارون آمد و مجهزترین و بزرگترین کارخانه خاور میانه را افتتاح کرد؛ کارخانه آرد آن در جوار کارخانه تولید بنا نهاده شده است. این کمپانی با خوش فکری دست به تبلیغ زد؛ نیامد حرف های تکراری بزند، آمد ما را آگاه کرد. آن ها ماکارونی را برای ما شرح دادند، تنوع در پخت آن را به ما آموختند و مزایای ماکارونی های فرآوری شده را برای برشمردند. پنه، پاستا و لازانیا غذاهایی بودند که با تبلیغات چنین
شرکت هایی رواج پیدا کردند.

خلاقیت

خلاقیت، اصلی اساسی در موفقیت است. با کار خوب و ابزار خوب می توان تا حد زیادی پیشرفت کرد اما اگر از آن افرادی باشید که عادت به توسعه و پیشرفت دارد بالاخره یک جایی روند کاریت کند می شود و آن موقع است که خلاقیت ناجی شما می شود. یکی از دوستان من بدون سرمایه زیاد و تنها با تکیه بر هوش و خلاقیتش دست به یک کار خوب و پول سازی زد. او استندهای چند خانه و جالب توجهی را تولید کرد و آنگاه در آنها تبلیغات شیک و مدرن صاحبان کالا و مشاغل را قرار داد و آنها را در جاهای پر رفت و آمد نصب کرد. به سرعت از کار او استقبال شد و سفارشات چاپی اش افزایش یافت، آنقدر که خود من هم به صرافت افتادم که از ابزار او برای تبلیغاتم استفاده کنم. در کنار خلاقیت باید به آموزش هم توجه شود. امروز فردی را می بینی که قبلاً با دستگاه تک یا دو رنگ کار می کرده و امروز مدرن ترین دستگاه روز را تهیه کرده؛ این پیشرفت خوب است اما به شرطی که کار با آن را هم بلد باشی. او حتی نحوه محاسبه کردن قیمت تمام شده را هم نمی داند!
کار را با دستگاه چهار رنگ چهار ورق و نیمی زده و قیمت آن را بر اساس دو رنگ دو ورقی محاسبه می کند! افراد زیادی را می شناسیم که در بازار امروز فقط به صرف به روز کردن خط تولید دستگاه های فضایی و مدرنی را می آورند که نحوه کار صحیح آن را نمی دانند و با این کار هم دستگاه را مستهلک کرده، هم خود را ورشکسته می کنند و در عین حال بازار را هم با قیمت های غیرکارشناسانه شان خراب می کنند.

روابط عمومی بیاموز

سخنی که از دل برآید لاجرم در دل نشیند؛ حقیقت را بگو، حرفت را باور می کنند و به تو اعتماد می کنند. این مشتری مداری علی الخصوص در کار ما بسیار مهم است. بخش عمده این توانایی ذاتی است و باید طرف استعداد آن را داشته باشد اما آنقدر مهم هست که اگر می بینید آن را بلد نیستید بهتر است به کلاسهای روابط عمومی بروید و طریقه برخورد صحیح با دیگران را بیاموزید. دانستن تکنولوژی در کنار ارتباطات بالا می تواند سفارشات یک چاپخانه را که نیمی از سالنش خالی است، از چاپخانه های مملو از دستگاه، بیشتر کند.
البته باید توجه داشت که اگر می خواهید کارتان درست پیش برود، حرف تنها کافی نیست؛ اگر سخن شما غلوآمیز باشد به سرعت دستتان رو می شود و آنگاه به جای تبلیغ و جذب مشتری، ضد تبلیغ صورت می گیرد. کسی پیش من می آید و سفارش بسته بندی می دهد؛ او می گوید می خواهم طرح بسته بندی ام مثل فلان برند باشد. من می گویم آن که چیزی نیست، بهتر از آن را برایت می سازم اما در نهایت این جنس تو است که در آن بسته قرار می گیرد؛ اگر آن محصول بی کیفیت باشد، با زور تبلیغات و بسته بندی جذاب باز هم نهایتاً می توان یکبار آن را به مشتری فروخت. برای موفقیت در بازاری که دچار رکود است و رقبای بسیاری در آن حضور دارند، باید همواره به فکر آموختن و تحصبل باشی، در کار چاپ امروز، اگر بگویی حوصله آموزش ندارم، در طولانی مدت، از بازار عقب می مانی و سفارشاتت کاهش پیدا می کند.

تولید کننده خوب

تولید کننده خوب ابتدا باید فروشنده خوبی باشد. یک قسمت کار تولید خوب است؛ قسمت دیگر باید بازاریابی و فروش خوب باشد. الان می شود با صرف هزینه کمی به فرمول برندهای موفق صنایع غذایی رسید اما اگر بتوانی دقیقاً همان محصول را تحت برند خودت تولید کنی آیا می توانی بازاری مطابق با برند معروفی که از آن تعدی کرده ای، بیابی؟
ما در عین حال که به پیشرفت تکنولوژیک و توسعه مجموعه مان می اندیشیدیم روی بخش فروشمان هم کار کردیم. به عنوان مثال آمدیم کاتالوگی را برای خودمان چاپ کردیم که در هر صفحه آن با تکنیکی خاص و جنسی منحصر به فرد تولید شده بود؛ وقتی مشتری آن را می دید و لمس می کرد در موردش سوال می پرسید و می توانست با کمک آن به مدل دلخواهش دست یابد. همین کار و امثال آن که به نظر بسیار ساده و کوچک می آیند به خوبی می توانند روی کار شما تأثیر گذاشته و فروش شما را افزایش دهند.

تغییر یک قانون است

ما با خود فکر کردیم که مشتری عادت داشته هر چند وقت یک بار تغییراتی را در نامی نقش ببیند و حالا دو سه سالی است که اتفاق خاصی در وضعیت ما روی نداده است.
پاسخ اول و دم دستی این اتفاق، وجود رکود در بازار است اما این جواب حداقل برازنده نامی نقش نیست. مجموعه ما باید متفاوت باشد، اگر رکود برای همه هست، نباید برای ما باشد، ما باید یک فرقی با دیگران داشته باشیم. نامی نقش شکست ناپذیری و گریز از بحران را همواره در دستور کار خود داشته است. این بود که فکر کردم باید حتماً تغییری به هدف بهبودی در مجموعه رخ دهد.
دستگاه صحافی نامی نقش به خوبی کار می کرد و هیچ مشکلی نداشت اما من تصمیم گرفتم مدل بالاتری تهیه کنم. درست است که شاید مشتری من اصلاً این دستگاه ها را نبیند اما مطمئناً تغییر در کار را حس می کند. من معتقدم همیشه باید مواد اولیه خوب و با کیفیت مصرف کرد و به جای وقت گذاشتن برای رسیدن به حداقل کیفیت به فکر حداکثر کردن آن بود. وقتی یک دستگاه بهتر را به کار می گیری مجموعه تو مدرن تر جلوه می کند و این خود یک پیشرفت و تبلیغ است. به علاوه این می توانی بر مشتری منت بگذاری که من برای جلب رضایت تو هزینه کردم و به این طریق او را نیز تطمیع کنی.

دوپلو

هشت سال پیش یک دستگاه صحافی دوپلو به مجموعه نامی نقش اضافه شد. قبل از آن کارها مرحله ای و با دست و به کمک دستگاههای ابتدایی صورت می پذیرفت. ابتدا باید کار چاپ شده را خط تا می زدیم و بعد با فرم تا کنی آن را تا می کردیم و به همین ترتیب منگنه و دوخت می خورد و در نهایت هم کار ما زیگزاگی از آب درمی آمد و یکسان نبود. این دستگاه سرعت عمل ما را بسیار بالا برد، 24 خانه را روی هم می ریخت، دوخت می زد، برش می داد و خروجی یک دست و تمیزی را تحویل می داد. اتفاقاً مجله چاپ و نشر از اولین کارهایی بود که ما با این دستگاه انجام دادیم. این دستگاه هشت سال بدون هیچ مشکل خاصی برای مجموعه کار کرد و تمامی مشتریان هم از آن راضی بودند؛ این در حالی است که هر کس دوپلو را از بیرون ببیند می گوید دستگاهش اداری است و بیشتر به درد دفاتر فنی می خورد تا مصارف صنعتی. روزهایی بود که ما با این دستگاه 20 هزار مجله می زدیم. این دستگاه عالی بود.
وقتی مطلع شدیم که مدل بالاتر آن با امکانات بیشتر در دسترس است معطل نکردیم و سریع آن را سفارش دادیم. ما عادت داریم که برای هر عملی که می خواهیم انجام دهیم مشورت می گیریم. جالب است بدانید که وقتی این مساله را با دوستان و همکاران دیگر مطرح کردیم بیشتر آنها ما را از این کار نهی کرده و این عمل را یک ریسک نالازم می دانستند. می شود یک خط تولید چسب گرم دست دوم را با 200 میلیون تومان خریداری کرد و با آن یک سوله را پر کرد اما ما این دستگاه را 530 میلیون خریدیم، آن هم فقط برای دوخت و منگنه زدن. الان همکار من یک دستگاه دوخت و منگنه را با 25 میلیون تومان می خرد و کارش را با آن راه می اندازد؛ می بینید که اختلاف در قیمت بسیار زیاد است. ما اگر این پول را در بانک می گذاشتیم قریب به ماهی 10 میلیون تومان برایمان سودآوری داشت اما تصمیم گرفتیم در این راه سرمایه گذاری کنیم. شاید این دستگاه در ماه های اول سوددهی چندانی نداشته باشد اما ما نامی نقش را با این هدف بدهکار می کنیم که کار تمیز و یک دست به مشتری تحویل داده شود.
تکنولوژی این دستگاه با مدل های دیگر فرق می کرد. این دستگاه ابتدا فرم ها را مرتب می کند و بعد خط تا می زند و به این ترتیب وقتی تعداد فرم ها زیاد شود کارها به خوبی روی هم می خوابند و دیگر باد نمی کنند. بعد از این مراحل دستگاه روی کار اطو می کشد و بعد می توانی تنظیم کنی که کار از جلو، بغل و یا به صورت ترکیبی برش بخورد. البته ما قبل از اینکه کاغذ را داخل ماشین قرار دهیم برش نهایی آن را می زنیم تا کار به راحتی، با دقت و سرعت بیشتری آماده شود.
امروز اگر مشتری بیاید و در مجموعه ما گردش کند تکنولوژی پیش رفته و 2017 می بیند و خودآگاه نامی نقش را با چاپخانه های دیگریکه دیده و یا خواهد دید مقایسه می کند و به مدرن بودن ما اعتراف خواهد کرد. به این شکل اعتماد مشتری و سفارش دهنده بالا می رود و پی آمد آن بالا رفتن سهم مجموعه از بازار است. این ها مواردی هستند که آینده یک کسب و کار را تضمین می کنند. ما از لحاظ تکنولوژی در قله قرار گرفته ایم و حالا می خواهیم به آن وجه تبلیغات را هم اضافه کنیم.

راز موفقیت

برای موفقیت این مجموعه من و سایر همکارانم تلاش های زیادی کردیم اما به طور شاخص اگر بخواهم دلیل اصلی آن را معرفی کنم به نظرم تغییر دیدگاه بود. یادم می آید که حدود ده سال پیش در سمیناری که به منظور آموزش شیوه های نوین بازاریابی و فروش برگزار می شد، شرکت کردم. در این سمینار دکتر روستا سخنرانی می کرد و افراد دیگری چون دکتر دهقان و ده ها تن دیگر از نام داران این حوزه در کنار خیل عظیمی از علاقه مندان حضور داشتند. افراد زیادی پشت تریبون می رفتند و اظهارنظر می کردند، بقیه افراد هم که پول داده بودند فرصت را غنیمت شمرده و سریع نت برداری می کردند که مبادا چیزی از قلم بیافتد. نوبت به سوال و پرسش رسید و من هم یکی از افرادی بودم که دستم را بلند کردم. نوبت که به من رسید خواهش کردم که در صورت امکان پشت تریبون بیایم و از آنجا سوالم را مطرح کنم. موافقت شد و من پشت تریبون رفتم؛ میکروفون را از آنجا برداشتم و به گوشه سالن رفتم؛ همه متعجب حرکات من را دنبال می کردند. بعد ازکمی سکوت گفتم: شما گردنتان خشک نشد از بس که به یک طرف نگاه کردید؟
اینطور دنباله روی بی چون و چرا هم خوب نیست، به اطراف هم نگاه کنید. من نظرم را آن روز بر این مبنا دادم؛ گفتم که باید تغییر دیدگاه داد، نباید دنباله رو صرف بود، باید برای خودمان چالش درست کنیم، قبل از اینکه بازار ما را غافلگیر کند. تنها با آمادگی و ورزیدگی است که می توان برای هر مشکلی آماده بود و از تغییر نترسید. به نظر من این لطفی ندارد که ما دنباله رو دیگران باشیم. الان خیلی ها به این صورت عمل می کنند اما مطمئن باشید با تقلید از دیگران هرگز نمی شود از آنها جلو زد. فقط خلاقیت و نوآوری است که امکان سبقت را فراهم می آورد. خود من همان ابتدا که می خواستم وارد این کار شوم تصمیم داشتم یک دستگاه چهار رنگ تهیه کنم اما یکی از دوستان چاپخانه دارم که طرف مشورت من بود اصرار داشت که به جای آن دو تا دستگاه دو رنگ بگیرم که اگر یکی خراب شد کارم نخوابد. یک زمانی از روی ترس کسی جرات نداشت دستگاه چاپ CD بخرد!
می گفت اگر خراب شد تجهیزات و قطعاتش را از کجا گیر بیاورم. این دستگاه را من همان موقع تهیه کردم و هنوز هم خراب نشده و حالا حالاها هم خراب نمی شود. نباید مقطعی و بسته فکر کرد. باید دائم تغییر کرد، وقتی این را خط مشی خود و مجموعه ات قرار دادی دیگر درجا نمی زنی و روان می مانی. می دانید چرا از باتلاق می ترسید اما در کنار رودخانه منزل کردن را دوست دارید و از ساعتی در کنار آن بودن لذت می برید؟ چون آب آنجا ساکن نیست و جریان دارد؛ برای موفقیت باید مثل رودخانه بود.

محمد فیض آبادی فراهانی
محمد فیض آبادی فراهانی
کارشناس در زمینه طراحی گرافیک و چاپ با 10 سال سابقه فعالیت | متخصص و مشاور در زمینه تبلیغات کاغذی و اینترنتی | مشاور در زمینه طراحی سایت و سئو

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده + 11 =